گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی

دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب.



تاریخ : دوشنبه 9 فروردین 1395 | 11:15 | چاپ | نویسنده: رضا نوربخش | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
خرید ساعت دیواری |خرید لوازم دیجیتال| خرید ساعت مچی |خرید تی شرت | خرید ساعت دیواری |خرید لوازم دیجیتال| خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | | خرید لوازم آشپزخانه | خرید لوازم کاربردی | 

  • گویوز